معنی و تعریف
[ اِ لَ ] (ع مص) دولت دادن. (تاج
المصادر بیهقی) (زوزنی) (مؤید الفضلاء).
غنیمت دادن. || چیره کردن. چیره
گردانیدن. غالب گردانیدن: ادالنا اللََّه من عدوّنا؛
چیره گرداناد خدای ما را بر دشمن.
|| نصرت دادن. (مؤید الفضلاء)
(آنندراج). یاری دادن. یاری کردن: فکان
ذلک مما دعا الناس الی ان نعوا علیهم افعالهم
[ افعال بنی مروان ] و ادالوا بالدعوة العباسیة
منهم. (مقدمهٔ ابن خلدون). || تغییر دادن.