مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آبزده
246
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ زَ دَ / دِ ]
(ن مف مرکب)
آب برافشانده. مرشوش. مرشوشه : درِ سرای مغان رُفته بود و آب زده نشسته پیر و صلایی بشیخ و شاب زده. حافظ.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آبزده
شماره: 246
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ زَ دَ / دِ ]
(ن مف مرکب)
آب برافشانده. مرشوش. مرشوشه : درِ سرای مغان رُفته بود و آب زده نشسته پیر و صلایی بشیخ و شاب زده. حافظ.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
246
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری