[ اَ ] (اِخ) امیرمؤمن. شاعری از مردم
یزد و او بهندوستان شد و بشهر سورت توطن
گزید و بعبادت مشغول شد و هم بدانجا
درگذشت و از اشعار اوست:
بشوق نامه نویسم ز رشک پاره کنم
دلی که نیست تسلی در او چه چاره کنم.
(قاموس الاعلام).
لینک ها و اشتراک گذاری
ادائی
شماره: 24486
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) امیرمؤمن. شاعری از مردم
یزد و او بهندوستان شد و بشهر سورت توطن
گزید و بعبادت مشغول شد و هم بدانجا
درگذشت و از اشعار اوست:
بشوق نامه نویسم ز رشک پاره کنم
دلی که نیست تسلی در او چه چاره کنم.
(قاموس الاعلام).