مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
آماده شدن
2448
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ دَ / دِ شُ دَ ]
(مص مرکب)
بساختن. بسغدن. سغدن. آسغدن. بسیجیدن. سیجیدن. ساختن. شکردن. آراستن. حاضر، مهیا، مستعد، معد، مثمر، ممهد شدن. استعداد. تَهَیُّأ. تیار، بساز، بسامان، ساخته و پرداخته شدن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
آماده شدن
شماره: 2448
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ دَ / دِ شُ دَ ]
(مص مرکب)
بساختن. بسغدن. سغدن. آسغدن. بسیجیدن. سیجیدن. ساختن. شکردن. آراستن. حاضر، مهیا، مستعد، معد، مثمر، ممهد شدن. استعداد. تَهَیُّأ. تیار، بساز، بسامان، ساخته و پرداخته شدن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
2448
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری