معنی و تعریف
[ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) بساختن. بسغدن. سغدن. آسغدن. بسیجیدن. سیجیدن. ساختن. شکردن. آراستن. حاضر، مهیا، مستعد، معد، مثمر، ممهد شدن. استعداد. تَهَیُّأ. تیار، بساز، بسامان، ساخته و پرداخته شدن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آماده شدن
شماره: 2448
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ / دِ شُ دَ ] (مص مرکب) بساختن. بسغدن. سغدن. آسغدن. بسیجیدن. سیجیدن. ساختن. شکردن. آراستن. حاضر، مهیا، مستعد، معد، مثمر، ممهد شدن. استعداد. تَهَیُّأ. تیار، بساز، بسامان، ساخته و پرداخته شدن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2448
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی