معنی و تعریف
[ اَخْ ] (از یونانی، اِ) رأس الافعی
خوانند و آن نباتی است مشابه به رأس الافعی
و بیخ آن از انگشت باریکتر بود و برنگ سیاه
بود و خوردن آن گزیدگی جانوران را نافع بود
و اگر پیش از گزیدگی بیاشامند اگر بگزد هیچ
مضرت به وی نرسد و اگر بیخ آن با شراب
بیاشامند درد پشت ساکن گرداند. (اختیارات
بدیعی). احیون. اَخبون.