معنی و تعریف
[ دَ ] (مص) ساختن. بساختن. بسیجیدن. بسغدن. سغدن. آسغدن. برساختن. مهیا کردن. مهیا شدن. تهیه. آماده کردن. آماده شدن. آراستن. معدات فراهم کردن. مستعد کردن. ساز کردن. راست کردن. تیار کردن. || پر و مملو گردانیدن. (برهان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آمادن
شماره: 2446
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ ] (مص) ساختن. بساختن. بسیجیدن. بسغدن. سغدن. آسغدن. برساختن. مهیا کردن. مهیا شدن. تهیه. آماده کردن. آماده شدن. آراستن. معدات فراهم کردن. مستعد کردن. ساز کردن. راست کردن. تیار کردن. || پر و مملو گردانیدن. (برهان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2446
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی