[ اِخْ ] (ع مص) گرسنه شدن.
|| بنهایت فربهی رسیدن مواشی.
|| آتش ندادن آتش زنه. || همه را
گرفتن. گرفتن همهٔ آنچه را که نزد کسی است.
|| اخواء نجوم؛ بی باران شدن ستاره ها و
نیز میل کردن ستاره ها به فروشدن و غروب
کردن. (منتهی الارب).
لینک ها و اشتراک گذاری
اخواء
شماره: 24331
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِخْ ] (ع مص) گرسنه شدن.
|| بنهایت فربهی رسیدن مواشی.
|| آتش ندادن آتش زنه. || همه را
گرفتن. گرفتن همهٔ آنچه را که نزد کسی است.
|| اخواء نجوم؛ بی باران شدن ستاره ها و
نیز میل کردن ستاره ها به فروشدن و غروب
کردن. (منتهی الارب).