معنی و تعریف
[ قُ لْ لا / قُ ] (معرب، اِ) گیاهی است
همچو اشنان شورمزه که شتر بچرد آن را. مدرّ
بول و شیر است و از خوردن آن آب زرد
روان گردد. (منتهی الارب) (آنندراج). و آن
را به عربی قلام و به ترکی و فارسی شور
نامند. نباتی است شبیه به اشنان و اسفند و
رطوبت او بیشتر از اشنان و سبزتر از آن و
طعم او شور و با تلخی و شتر به خوردن آن
راغب و موافق مزاج او است. در دوم گرم و
خشک و قلیل الغذا و آب او بقدر یک وقیه تا
نیم رطل با آب مویز و شکر سرخ و مسهل
زرداب و مدر بول و حیض و مفتح سدد و
جهت ضعف معده و ترهل و درد کمر نافع و
تازهٔ او مدر شیر و محرک و مقوی باه است.
(تحفهٔ حکیم مؤمن). رستنی باشد مانند اشنان
و در طعم آن شوری هست و گویند مانند
کشوث است در فعل و طبیعت وی گرم و
خشک باشد و ضعف جگر را نافع است و آن
را به عربی رجل الفروج خوانند. (برهان).
کاکل. (مهذب الاسماء).