معنی و تعریف
[ زَ دَ / دِ ] (نف) آنکه آلیزد از ستور. جفته انداز. جفتک زن : چو آلیزنده شد در مرغزاری نباشد بر دلش از بار باری.ابوشکور.
قموص؛ خر آلیزنده. (السامی فی الاسامی). توسن. بدخو. لگدزن. جهنده (اسب و استر).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آلیزنده
شماره: 2431
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ زَ دَ / دِ ] (نف) آنکه آلیزد از ستور. جفته انداز. جفتک زن : چو آلیزنده شد در مرغزاری نباشد بر دلش از بار باری.ابوشکور.
قموص؛ خر آلیزنده. (السامی فی الاسامی). توسن. بدخو. لگدزن. جهنده (اسب و استر).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2431
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی