مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اخمه رو
24293
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ مَ / مِ ]
(ص مرکب)
ترش رو. تنگخو. بدخو. ترش رخساره. تلخ ابرو. تلخ جبین. برج زهرمار. کالح. عبوس.
-
اخمه رو کردن؛ روی ترش کردن : نیاید چو بر صفحه خط زآن نکو چو مسطر بکاغذ کند اخمه رو.ملاّ طغرا.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اخمه رو
شماره: 24293
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ مَ / مِ ]
(ص مرکب)
ترش رو. تنگخو. بدخو. ترش رخساره. تلخ ابرو. تلخ جبین. برج زهرمار. کالح. عبوس.
-
اخمه رو کردن؛ روی ترش کردن : نیاید چو بر صفحه خط زآن نکو چو مسطر بکاغذ کند اخمه رو.ملاّ طغرا.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
24293
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری