معنی و تعریف
[ اَ مَ / مِ ] (ص مرکب) ترش رو. تنگخو. بدخو. ترش رخساره. تلخ ابرو. تلخ جبین. برج زهرمار. کالح. عبوس. - اخمه رو کردن؛ روی ترش کردن : نیاید چو بر صفحه خط زآن نکو چو مسطر بکاغذ کند اخمه رو.ملاّ طغرا.

بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخمه رو
شماره: 24293
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ مَ / مِ ] (ص مرکب) ترش رو. تنگخو. بدخو. ترش رخساره. تلخ ابرو. تلخ جبین. برج زهرمار. کالح. عبوس. - اخمه رو کردن؛ روی ترش کردن : نیاید چو بر صفحه خط زآن نکو چو مسطر بکاغذ کند اخمه رو.ملاّ طغرا.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24293
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی