[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) چهره
درهم کشیدن. چین به ابرو افکندن. عبوس
کردن. چین بر جبین آوردن. روی ترش
کردن. ترش نشستن. ابرو درهم کشیدن. اخمو
شدن. گره به ابرو آوردن در حال خشم.
لینک ها و اشتراک گذاری
اخم کردن
شماره: 24284
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) چهره
درهم کشیدن. چین به ابرو افکندن. عبوس
کردن. چین بر جبین آوردن. روی ترش
کردن. ترش نشستن. ابرو درهم کشیدن. اخمو
شدن. گره به ابرو آوردن در حال خشم.