معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) چین و شکنج که بر رو و
پیشانی افتد. (بهار عجم). چین پیشانی و ابرو.
(غیاث اللغات):
میکند نازک دلان را صحبت بدخو ملول
فرد را چین بر جبین از اخم روی مسطرست.
ملاطغرا.
- اخم کردن؛ قطب. تقطیب.
آژنگ افکندن میان دو ابروی و ترش کردن
روی. خشم گرفتن. عُبوس.