معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) پنهان گردیدن. نهان گشتن. || پنهان و پوشیده گردانیدن. پوشانیدن. پنهان کردن. || عطا کردن چیزی کسی را یا مالک آن چیز گردانیدن او را. || در دل گرفتن امری را. || کینه ور گردیدن. || داخل شدن. || خمیر کردن عجین را. || اخمار ارض؛ بسیارخَمَر شدن آن. || اَخْمَرَ الشی ءَ؛ گذاشته بیاد داشت ماند آنرا. و در تاج العروس آمده: اَخْمَرَ الشی ءَ؛ اغفله.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخمار
شماره: 24268
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) پنهان گردیدن. نهان گشتن. || پنهان و پوشیده گردانیدن. پوشانیدن. پنهان کردن. || عطا کردن چیزی کسی را یا مالک آن چیز گردانیدن او را. || در دل گرفتن امری را. || کینه ور گردیدن. || داخل شدن. || خمیر کردن عجین را. || اخمار ارض؛ بسیارخَمَر شدن آن. || اَخْمَرَ الشی ءَ؛ گذاشته بیاد داشت ماند آنرا. و در تاج العروس آمده: اَخْمَرَ الشی ءَ؛ اغفله.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24268
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی