معنی و تعریف
[ اَ خِ لْ لَ ] (ع اِ) جِ خلیل. دوستان.
(دهار). || جِ خِلال. (زمخشری). آنچه
بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان.
|| ججِ خِلّة، بمعنی نیام شمشیر
پوست پوشانیده و
هر بطانه که نیام شمشیر
را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته
باشد و پوست با نقش و نگار. (منتهی الارب).