معنی و تعریف
[ اَ خِ لْ لَ ] (ع اِ) جِ خلیل. دوستان. (دهار). || جِ خِلال. (زمخشری). آنچه بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان. || ججِ خِلّة، بمعنی نیام شمشیر پوست پوشانیده و هر بطانه که نیام شمشیر را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته باشد و پوست با نقش و نگار. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخله
شماره: 24258
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ خِ لْ لَ ] (ع اِ) جِ خلیل. دوستان. (دهار). || جِ خِلال. (زمخشری). آنچه بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان. || ججِ خِلّة، بمعنی نیام شمشیر پوست پوشانیده و هر بطانه که نیام شمشیر را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته باشد و پوست با نقش و نگار. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24258
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی