معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) جِ خِلط. (دهار). - اخلاط اربعه؛ هر چهار مزاج بدن. گشنهای چهارگانه. دم و بلغم و مرتان یعنی مرةالصفراء و مرةالسوداء.
رجوع به خلط شود. || اخلاط قوم؛ کسانی که از قوم نباشند و در آن گروه مداخلت کنند. || گروههای مختلفه. گروه هر جنس مردم بهم آمیخته. و واحد آن نیامده است. - اخلاط لزجه؛ مایعها که چسبند.
|| داروهای خوشبو. (غیاث اللغات) (آنندراج).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخلاط
شماره: 24226
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (ع اِ) جِ خِلط. (دهار). - اخلاط اربعه؛ هر چهار مزاج بدن. گشنهای چهارگانه. دم و بلغم و مرتان یعنی مرةالصفراء و مرةالسوداء.
رجوع به خلط شود. || اخلاط قوم؛ کسانی که از قوم نباشند و در آن گروه مداخلت کنند. || گروههای مختلفه. گروه هر جنس مردم بهم آمیخته. و واحد آن نیامده است. - اخلاط لزجه؛ مایعها که چسبند.
|| داروهای خوشبو. (غیاث اللغات) (آنندراج).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24226
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی