معنی و تعریف
[ اَ ] (ع اِ) جِ خِلط. (دهار).
- اخلاط اربعه؛ هر چهار مزاج
بدن. گشنهای چهارگانه. دم و بلغم و مرتان
یعنی مرةالصفراء و مرةالسوداء.
رجوع
به خلط شود.
|| اخلاط قوم؛ کسانی که از قوم نباشند و
در آن گروه مداخلت کنند. || گروههای
مختلفه. گروه هر جنس مردم بهم آمیخته. و
واحد آن نیامده است.
- اخلاط لزجه؛ مایعها که
چسبند.
|| داروهای خوشبو. (غیاث اللغات)
(آنندراج).