معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) مقیم گردیدن در جائی. اقامت کردن بجائی. (تاج المصادر بیهقی). || لازم گرفتن کسی را. || میل کردن بسوی... میل کردن به. چسبیدن. (تاج المصادر بیهقی). || جاویدانه کردن. (تاج المصادر بیهقی). جاودانه کردن. (زوزنی): اخلده اللََّه؛ همیشه داراد او را خدای. || دیر پیر شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || فرونشاندن آتش. (آنندراج).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخلاد
شماره: 24216
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) مقیم گردیدن در جائی. اقامت کردن بجائی. (تاج المصادر بیهقی). || لازم گرفتن کسی را. || میل کردن بسوی... میل کردن به. چسبیدن. (تاج المصادر بیهقی). || جاویدانه کردن. (تاج المصادر بیهقی). جاودانه کردن. (زوزنی): اخلده اللََّه؛ همیشه داراد او را خدای. || دیر پیر شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || فرونشاندن آتش. (آنندراج).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24216
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی