معنی و تعریف
[ اَ فَ ] (ع ص، اِ) خردچشم. بدبین. (تاج المصادر بیهقی). خردچشم کم بین. تنگ چشم. (زوزنی) (زمخشری). صاحب چشم کوچک و کم سو. (انساب سمعانی). کسی که در تاریکی بهتر بیند که بروشنائی و در ابر بهتر بیند که روز صافی بی ابر. || شب پرک یعنی روزکور. (آنندراج): چشم اخفش بنور چشم فلک تا نیارد نگاه کردن خوش بی نظر باد چشم بد بتو شمس چون در آن شمس دیدهٔ اخفش.سوزنی.
|| آنکه پلکهای چشم وی علتی دارد بی درد. || شتر که پیش کوهان خرد دارد و دراز نبود. مؤنث: خَفْشاء. ج، خُفْش. || مرغیست. (مهذب الاسماء).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخفش
شماره: 24143
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ فَ ] (ع ص، اِ) خردچشم. بدبین. (تاج المصادر بیهقی). خردچشم کم بین. تنگ چشم. (زوزنی) (زمخشری). صاحب چشم کوچک و کم سو. (انساب سمعانی). کسی که در تاریکی بهتر بیند که بروشنائی و در ابر بهتر بیند که روز صافی بی ابر. || شب پرک یعنی روزکور. (آنندراج): چشم اخفش بنور چشم فلک تا نیارد نگاه کردن خوش بی نظر باد چشم بد بتو شمس چون در آن شمس دیدهٔ اخفش.سوزنی.
|| آنکه پلکهای چشم وی علتی دارد بی درد. || شتر که پیش کوهان خرد دارد و دراز نبود. مؤنث: خَفْشاء. ج، خُفْش. || مرغیست. (مهذب الاسماء).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24143
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی