معنی و تعریف
[ ءِ ] (اِخ) از شعرای ایران است و
تذکرةالشعرائی نوشته و به سال ۹۵۵ هـ . ق.
درگذشته است. قاموس الاعلام وی را از اهل
ترشیر نوشته است ولی سام میرزا مینویسد:
در اصل سبزواری است و اکنون در شهر
قزوین است و در نهایت فقر و مسکنت اوقات
میگذارند و این مطلع ازوست:
یار بی مهر و منم عاشق زار عجبی
حال زار عجبی دارم و یار عجبی
از قد خم شده و چهرهٔ زردم او را
میکند حلقهٔ زرگوش گذار عجبی.
اما خود انصاف میدهد که این بیت از من
نیست، این مطلع ازوست:
دوای درد دل خویش از خدا طلبم
کجا روم ز که این درد را دوا طلبم؟
(تحفهٔ سامی ص ۱۳۵).