معنی و تعریف
[ اَ طَ ] (اِخ) دو اخطل مشهور:
ابوالفرج بن هندو در مراجعهٔ بشعر پس از
ترک آن گوید:
و کنت ترکت الشعر آنف من خنا
و أکبر عن مدح و أزهد عن عزل...
تزل القوافی عن لسانی کأنها
یفاع یزل السیل منه علی عجل
فأصبح شعرالاعشیین من العشا
لدیه و شعرالاخطلین من الخطل.
(عیون الانباء ج ۱ ص ۳۲۶ و ۳۲۷).