معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) در خطر افکندن.
(تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). خود را در
تهلکه انداختن. || یاد دهانیدن کسی را
بعد فراموشی. یاد آوردن امری کسی را بعد
فراموشی. || بدل گذرانیدن چیزی. بدل
بگذرانیدن. (تاج المصادر بیهقی). || بلند
قدر و منزلت گردانیدن کسی را: اخطره اللََّه.
|| خود را گرد گردانیدن برای حریف،
پس برآمدن برای جنگ با وی. || گرو
بستن. || اخطار مال؛ مال را بگرو در
میان نهادن. || اخطار فلان فلان را؛
هم قدر و هم منزلت کسی گردیدن.
|| اخطار کردن؛ اعلام کردن.