معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) خطا کردن. (تاج
المصادر بیهقی) (زوزنی). || منسوب
بخطا کردن. خطا گرفتن بر کسی.
|| اخطأ فی دینه؛ براه خطا رفت بقصد و
یا بی قصد. || فاگذشتن از کسی که قصد
وی داری. (تاج المصادر) (زوزنی). || بر
گام زدن داشتن. (تاج المصادر بیهقی):
اخطیته؛ واداشتم او را بر گام زدن.