معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) فراخ سال شدن. || فراخ سال یافتن. (تاج المصادر بیهقی). || فراخ حال گردیدن. || بابر شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی). باثمر و برومند شدن زمین. آبادان شدن زمین. || اخصاب عِضاه؛ آب تا ریشه های آن رسیدن. || فربه کردن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخصاب
شماره: 24059
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) فراخ سال شدن. || فراخ سال یافتن. (تاج المصادر بیهقی). || فراخ حال گردیدن. || بابر شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی). باثمر و برومند شدن زمین. آبادان شدن زمین. || اخصاب عِضاه؛ آب تا ریشه های آن رسیدن. || فربه کردن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
24059
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی