[ اَ ] (ص) اخشیج. آخشیج. ضد
و مخالف. (برهان). ||(اِ) هر یک از
عناصر اربعه. ج، اخشیگان. (برهان)
(جهانگیری) (شعوری):
شنیده ایم بسی وآزموده کز ره طبع
به استحاله دگر میشوند اخشیگان.
مجد همگر.
لینک ها و اشتراک گذاری
اخشیگ
شماره: 24055
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ ] (ص) اخشیج. آخشیج. ضد
و مخالف. (برهان). ||(اِ) هر یک از
عناصر اربعه. ج، اخشیگان. (برهان)
(جهانگیری) (شعوری):
شنیده ایم بسی وآزموده کز ره طبع
به استحاله دگر میشوند اخشیگان.
مجد همگر.