معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) فرومایگی کردن. (منتهی الارب). کاری دون کردن. (تاج المصادر بیهقی). کار زبون کردن. || خوار و زبون گردانیدن. ناکس و زبون گردانیدن. خسیس گردانیدن. (زوزنی). || خسیس و فرومایه یافتن کسی را. (منتهی الارب). خوار و زبون یافتن. ناکس و زبون یافتن. || کم کردن (بهرهٔ کسی): اَخَسَّ اللََّه حظّه؛ کم کناد خدای بهرهٔ او را!
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخساس
شماره: 23994
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) فرومایگی کردن. (منتهی الارب). کاری دون کردن. (تاج المصادر بیهقی). کار زبون کردن. || خوار و زبون گردانیدن. ناکس و زبون گردانیدن. خسیس گردانیدن. (زوزنی). || خسیس و فرومایه یافتن کسی را. (منتهی الارب). خوار و زبون یافتن. ناکس و زبون یافتن. || کم کردن (بهرهٔ کسی): اَخَسَّ اللََّه حظّه؛ کم کناد خدای بهرهٔ او را!

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23994
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی