معنی و تعریف
[ اَ زَ ] (ع ص) نعت از خزر. احول.
کج چشم. || خردچشم. تنگ چشم. آنکه
چشم خرد و تنگ دارد. || آنکه بگوشهٔ
چشم نظر کند. بگوشهٔ چشم نگاه کننده. آنکه
بگوشهٔ چشم نگرد. (تاج المصادر بیهقی). که
بدنبال چشم نگرد. (مهذب الاسماء). مؤنث:
خَزْراء. ج، خُزر.