معنی و تعریف
[ اَ ] (اِ) آخریان. قماش. سلعة. جهاز. (ربنجنی). متاع. کالا. کاله. بضاعت. کالای برگزیده. رخت. مبیع. و آن کالای خرید و فروخت است. (مجمل اللغة): التدلیس؛ عیب اخریان بر خریدار بپوشانیدن. (زوزنی). الغیض؛ کم شدن بهاء اخریان. (مجمل اللغة) (صراح). الابضاع؛ اخریان دادن. (زوزنی). و عامّهٔ مردم معاملت آنرا خوانند و شناسند که اخریانی بأخریانی بود و نیکنامی را و شکر را عوض ندانند. (دانشنامهٔ علائی). چون میدهی مرا تو عطاهای به گزین جز به گزین چه آرمت از اخریان شکر. کمال الدین اسمعیل.
و این کلمه بصورت آخریان هم آمده است : دزد اگر با چراغ روی آرد به گزیند ز کوشک آخریان.
و رجوع به آخریان شود.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخریان
شماره: 23962
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ ] (اِ) آخریان. قماش. سلعة. جهاز. (ربنجنی). متاع. کالا. کاله. بضاعت. کالای برگزیده. رخت. مبیع. و آن کالای خرید و فروخت است. (مجمل اللغة): التدلیس؛ عیب اخریان بر خریدار بپوشانیدن. (زوزنی). الغیض؛ کم شدن بهاء اخریان. (مجمل اللغة) (صراح). الابضاع؛ اخریان دادن. (زوزنی). و عامّهٔ مردم معاملت آنرا خوانند و شناسند که اخریانی بأخریانی بود و نیکنامی را و شکر را عوض ندانند. (دانشنامهٔ علائی). چون میدهی مرا تو عطاهای به گزین جز به گزین چه آرمت از اخریان شکر. کمال الدین اسمعیل.
و این کلمه بصورت آخریان هم آمده است : دزد اگر با چراغ روی آرد به گزیند ز کوشک آخریان.
و رجوع به آخریان شود.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23962
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی