معنی و تعریف
[ اَ ] (اِخ) طبیب. قفطی در
تاریخ الحکما آرد: اسقلبیوس از فرزندان و
خویشاوندان شش شاگرد بجای ماند و آنان
ماغینوس و سقراطون و أخروسیوس الطبیب
و مهراریس المکذوب علیه... و صوریذوس و
میساوس باشند و هر یک از اینان رأی استاد
خویش اسقلبیوس را اتخاذ کرده است و آن
رأی تجربه است، چه طب توسط او بصورت
تجربه درآمد. (تاریخ الحکماء چ لیپزیک
ص ۱۳).