معنی و تعریف
[ اَ رَ ] (ع ص) شکافته گوش. کفته گوش. سوراخ کرده گوش. || که بدنبال چشم نگرد. || ویران. (غیاث اللغات). || (اصطلاح عروض) وزن بحری که در آن خرب واقع شود و خرب بالفتح به اصطلاح عروض، انداختن میم و نون مفاعیلن است تا فاعیل بماند مفعول بضم لام که لفظ مستعمل است بجای آن بنهند چون اول و آخر رکن را انداختند خرابی تمام در آن راه یافت لهذا اخرب نام کردند. (غیاث اللغات). الاخرب من اجزاءالعروض ماکان اخرم مکفوفاً مثل مفاعیل یحول الی مفعول. (منتهی الارب). و رجوع به المعجم فی معاییر اشعار العجم تألیف شمس قیس چ طهران ص ۴۴ و ۸۶ و رجوع به مضارع شود. || (اِمص) گشادگی شکاف گوش.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخرب
شماره: 23915
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ رَ ] (ع ص) شکافته گوش. کفته گوش. سوراخ کرده گوش. || که بدنبال چشم نگرد. || ویران. (غیاث اللغات). || (اصطلاح عروض) وزن بحری که در آن خرب واقع شود و خرب بالفتح به اصطلاح عروض، انداختن میم و نون مفاعیلن است تا فاعیل بماند مفعول بضم لام که لفظ مستعمل است بجای آن بنهند چون اول و آخر رکن را انداختند خرابی تمام در آن راه یافت لهذا اخرب نام کردند. (غیاث اللغات). الاخرب من اجزاءالعروض ماکان اخرم مکفوفاً مثل مفاعیل یحول الی مفعول. (منتهی الارب). و رجوع به المعجم فی معاییر اشعار العجم تألیف شمس قیس چ طهران ص ۴۴ و ۸۶ و رجوع به مضارع شود. || (اِمص) گشادگی شکاف گوش.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23915
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی