معنی و تعریف
[ فَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به فغفور. (یادداشت مؤلف). بغپوری. (فرهنگ فارسی معین). || به کنایت ترک، پیرو یا مطیع فغفور: نیاید با تو در خاکت نه فغفوری نه خاقانی. سنائی.
|| نوعی چینی نفیس که از چین آرند. (یادداشت مؤلف): دویست عدد چینی فغفوری. (تاریخ بیهقی).
|| (اِخ) چینیان. (آنندراج). مردم چین یا ترکستان : چو فارغ شد از غارت فوریان کمر بست بر کین فغفوریان.نظامی.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
فغفوری
شماره: 239230
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ فَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به فغفور. (یادداشت مؤلف). بغپوری. (فرهنگ فارسی معین). || به کنایت ترک، پیرو یا مطیع فغفور: نیاید با تو در خاکت نه فغفوری نه خاقانی. سنائی.
|| نوعی چینی نفیس که از چین آرند. (یادداشت مؤلف): دویست عدد چینی فغفوری. (تاریخ بیهقی).
|| (اِخ) چینیان. (آنندراج). مردم چین یا ترکستان : چو فارغ شد از غارت فوریان کمر بست بر کین فغفوریان.نظامی.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
239230
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی