معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) خرف و فرتوت گردانیدن. || بهنگام چیدن میوه رسیدن. || اجازت دادن چیدن میوه. || بره زادن گوسفند در خریف. در خریف زادن گوسفند و جز آن. (تاج المصادر بیهقی). در پائیز زائیدن. || بچه زادن ناقه در همان وقت که آبستن شده بود. || در خریف درآمدن. در خریف شدن. (تاج المصادر بیهقی). در پائیز رفتن. || بسیار دراز شدن (گیاه). || اجازت.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخراف
شماره: 23912
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) خرف و فرتوت گردانیدن. || بهنگام چیدن میوه رسیدن. || اجازت دادن چیدن میوه. || بره زادن گوسفند در خریف. در خریف زادن گوسفند و جز آن. (تاج المصادر بیهقی). در پائیز زائیدن. || بچه زادن ناقه در همان وقت که آبستن شده بود. || در خریف درآمدن. در خریف شدن. (تاج المصادر بیهقی). در پائیز رفتن. || بسیار دراز شدن (گیاه). || اجازت.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23912
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی