معنی و تعریف
[ اُ ذَ ] (ع اِ) افسون. جادوئی. سحر.
کار بغایت نازک و باریک که مانند سحر باشد.
|| مُهرهٔ افسون که بدان زنان عرب مردان
را از زنان دیگر بند کنند. || اخذةالنّار؛
زمان اندک بعد از غروب آفتاب و قولهم: بادر
بزندک اخذةالنار؛ شتاب کن بگیرائی آتش با
آتش زنه اندکی پس از غروب آفتاب، چه
عرب را عقیده بر آنست که در این وقت از
زمان که ساعت بدی است آتش از آتش زنه
زود درمیگیرد. (منتهی الارب). زمان اندک
پیش از نماز مغرب. || اخذةالأسف؛
گرفتگی غم و اندوه.