مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اختیار فرمودن
23826
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ فَ دَ ]
(مص مرکب)
اختیار کردن. برگزیدن. ترجیح دادن. رجحان نهادن : سموم وحشت غربت، بدان تنعم و ناز که داشتم بوطن، اختیار فرمودم. ظهیر فاریابی.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اختیار فرمودن
شماره: 23826
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ فَ دَ ]
(مص مرکب)
اختیار کردن. برگزیدن. ترجیح دادن. رجحان نهادن : سموم وحشت غربت، بدان تنعم و ناز که داشتم بوطن، اختیار فرمودم. ظهیر فاریابی.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
23826
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری