معنی و تعریف
[ اِ کَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب)
مختار. برگزیده. منتخب :
ای اختیارکردهٔ سلطان روزگار
لابل که اختیار خداوند ذوالمنن.فرخی.
قضاة و صاحب بریدان که اخبار انهاء میکنند
اختیارکردهٔ حضرت ما باشند. (تاریخ بیهقی).
ایشانرا میباید آزمود تا تنی چند از ایشان
اختیار کرده آید. (تاریخ بیهقی).