[ اِ دَ ] (مص مرکب) تخییر.
مختار کردن. قدرت دادن کسی بر انجام
کاری :
کنون مر ترا دادم این اختیار
ازین هر دو بگزین یکی را بکار.فردوسی.
وقت ترحم است کنون ای نسیم صبح
کان شوخ اختیار بدست نقاب داد.بیدل.
لینک ها و اشتراک گذاری
اختیار دادن
شماره: 23824
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ دَ ] (مص مرکب) تخییر.
مختار کردن. قدرت دادن کسی بر انجام
کاری :
کنون مر ترا دادم این اختیار
ازین هر دو بگزین یکی را بکار.فردوسی.
وقت ترحم است کنون ای نسیم صبح
کان شوخ اختیار بدست نقاب داد.بیدل.