اختیار داشتن23825
معنی و تعریف
[ اِ دا تَ ] (مص مرکب) مختار بودن. مخیر بودن. آزاد بودن در انجام دادن عملی. مقابل اضطرار و اجبار. || دسترسی داشتن : باری خیال یار ز پیش نظر مشو چون بر وصال یار نداریم اختیار. (منسوب به حافظ).
|| برگزیدن. انتخاب کردن : بیعت کردم بسید خود... بیعت فرمانبرداری و پیرو بودن و راضی بودن و اختیار داشتن. (تاریخ بیهقی). پیوسته مرا در همه فضیلت رایت ز همه اختیار دارد.مسعودسعد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اختیار داشتن
شماره: 23825
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ دا تَ ] (مص مرکب) مختار بودن. مخیر بودن. آزاد بودن در انجام دادن عملی. مقابل اضطرار و اجبار. || دسترسی داشتن : باری خیال یار ز پیش نظر مشو چون بر وصال یار نداریم اختیار. (منسوب به حافظ).
|| برگزیدن. انتخاب کردن : بیعت کردم بسید خود... بیعت فرمانبرداری و پیرو بودن و راضی بودن و اختیار داشتن. (تاریخ بیهقی). پیوسته مرا در همه فضیلت رایت ز همه اختیار دارد.مسعودسعد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23825
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی