معنی و تعریف
[ دَ / دِ کَ ] (ص مرکب) (از: آلوده، مُلوث +کَش، بغل و تهیگاه) بی عفاف : یکی آلوده کش باشد که شهری را بیالاید هم از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن. رودکی (از فرهنگ اسدی، نسخهٔ خطی قدیم).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
آلوده کش
شماره: 2383
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ دَ / دِ کَ ] (ص مرکب) (از: آلوده، مُلوث +کَش، بغل و تهیگاه) بی عفاف : یکی آلوده کش باشد که شهری را بیالاید هم از گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن. رودکی (از فرهنگ اسدی، نسخهٔ خطی قدیم).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
2383
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی