اختیار افتادن23810
معنی و تعریف
[ اِ اُ دَ ] (مص مرکب) انتخاب کردن کسی یا چیزی. مشمول انتخاب کسی شدن : آنگاه بازنمود که اختیار ما بر تو افتد. (تاریخ بیهقی). بوالفتح رازی را بخواند و خالی کرد و گفت در باب تو امروز سخن رفته است و در شغل عرض اختیار سلطان بر تو افتاده است... (تاریخ بیهقی). از چندان مرد فحول... اختیار امیر بر وی افتاد... پس از آن... اختیارش بر علی بن عیسی بن ماهان افتاد. (تاریخ بیهقی). تا اختیار او بر یکی افتاد که از ایشان بهنر و خرد مستثنی بود. (کلیله و دمنه). سیه گوش را گفتند ترا ملازمت صحبت شیر بچه وجه اختیار افتاد. (گلستان).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اختیار افتادن
شماره: 23810
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ اُ دَ ] (مص مرکب) انتخاب کردن کسی یا چیزی. مشمول انتخاب کسی شدن : آنگاه بازنمود که اختیار ما بر تو افتد. (تاریخ بیهقی). بوالفتح رازی را بخواند و خالی کرد و گفت در باب تو امروز سخن رفته است و در شغل عرض اختیار سلطان بر تو افتاده است... (تاریخ بیهقی). از چندان مرد فحول... اختیار امیر بر وی افتاد... پس از آن... اختیارش بر علی بن عیسی بن ماهان افتاد. (تاریخ بیهقی). تا اختیار او بر یکی افتاد که از ایشان بهنر و خرد مستثنی بود. (کلیله و دمنه). سیه گوش را گفتند ترا ملازمت صحبت شیر بچه وجه اختیار افتاد. (گلستان).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23810
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی