معنی و تعریف
[ اَ تَ / تِ ] (ترکی، ص، اِ) خایه بیرون کشیده. (برهان). بی خایه. جانور خایه کشیده عموماً و اسب خصوصاً. چاروای خایه بیرون کشیده. مقطوع. آخته. خصی. خواجه: خروس اخته. یابوی اخته. ج، اختگان، اخته ها (در مورد اسب) . شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد. سلمان ساوجی.
- امثال:
سگ به دستش نمی توان داد تا اخته کند،
نظیر: سرمه را از چشم می زند (یا می رباید)؛ بسیار در دزدی چابک و چست است. (امثال و حکم).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخته
شماره: 23793
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ تَ / تِ ] (ترکی، ص، اِ) خایه بیرون کشیده. (برهان). بی خایه. جانور خایه کشیده عموماً و اسب خصوصاً. چاروای خایه بیرون کشیده. مقطوع. آخته. خصی. خواجه: خروس اخته. یابوی اخته. ج، اختگان، اخته ها (در مورد اسب) . شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد. سلمان ساوجی.
- امثال:
سگ به دستش نمی توان داد تا اخته کند،
نظیر: سرمه را از چشم می زند (یا می رباید)؛ بسیار در دزدی چابک و چست است. (امثال و حکم).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23793
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی