[ اِ تِ ] (ع مص) قطعه ای از بلد
جدا کردن. || نیزه زدن اسب را در خواء،
یعنی میان پاها و دستهای وی. || رفتن
عقل کسی. || گرفتن همهٔ آنچه نزد کسی
است. || دزدیدن دد بچه گاو را و
خوردن.
لینک ها و اشتراک گذاری
اختواء
شماره: 23791
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) قطعه ای از بلد
جدا کردن. || نیزه زدن اسب را در خواء،
یعنی میان پاها و دستهای وی. || رفتن
عقل کسی. || گرفتن همهٔ آنچه نزد کسی
است. || دزدیدن دد بچه گاو را و
خوردن.