معنی و تعریف
[ اَ تُ ] (اِ مرکب) بلغمی که از گلو با آواز بدهن آرند و بیرون اندازند. آب دهان. خیو. بصاق. بزاق. || باستهزاء، نشان دولتی بر سینه و کلاه. - امثال:
اخ تفش را پیش مرغ نمی اندازد؛
بسیار ممسک و بخیل است.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخ تف
شماره: 23748
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ تُ ] (اِ مرکب) بلغمی که از گلو با آواز بدهن آرند و بیرون اندازند. آب دهان. خیو. بصاق. بزاق. || باستهزاء، نشان دولتی بر سینه و کلاه. - امثال:
اخ تفش را پیش مرغ نمی اندازد؛
بسیار ممسک و بخیل است.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23748
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی