معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) تنها و منفرد بودن. || انداختن. || بریدن. اقتطاع. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پاره ای از چیزی بریدن. پاره کردن. || بریده شدن. انقطاع. || انفراد. انفراد برأی. || حذف. || از میان بردن : هرآنچه در ایام هرج و مرج از دخل و خرج اندوخته بودند و باختزال و استنکال فراهم آورده از ایشان بستد بلطف و عنف. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| خیانت کردن : نسبت اختزالی بدو کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون گوید: اختزال، در لغت بریدن را گویند. و نزد اهل معانی نوعی از حذف باشد، چنانکه شرح آن در ضمن معنی کلمهٔ حذف در سابق بیان شد.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اختزال
شماره: 23721
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) تنها و منفرد بودن. || انداختن. || بریدن. اقتطاع. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پاره ای از چیزی بریدن. پاره کردن. || بریده شدن. انقطاع. || انفراد. انفراد برأی. || حذف. || از میان بردن : هرآنچه در ایام هرج و مرج از دخل و خرج اندوخته بودند و باختزال و استنکال فراهم آورده از ایشان بستد بلطف و عنف. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| خیانت کردن : نسبت اختزالی بدو کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
|| مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون گوید: اختزال، در لغت بریدن را گویند. و نزد اهل معانی نوعی از حذف باشد، چنانکه شرح آن در ضمن معنی کلمهٔ حذف در سابق بیان شد.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23721
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی