معنی و تعریف
[ اَ تَ مَ / مِ ] (ترکی، اِ) اسب و سلاح و بار و بنهٔ دشمن که بعد از هزیمت و کشته شدن از وی بدست می آید. اصلش از آختارماخ ترکی است یعنی جستجو کردن. (یادداشت لغت نامه): متهوران شجاعت پیشه تا چهار فرسخ تعاقب نموده سر و اخترمه بیشمار و کسیب بسیار از آن لشکر... گرفته. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه). شاه درّانی تا بیست فرسخ آنها را تعقیب نموده سر و اخترمه بیشمار از آنها گرفته. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخترمه
شماره: 23713
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اَ تَ مَ / مِ ] (ترکی، اِ) اسب و سلاح و بار و بنهٔ دشمن که بعد از هزیمت و کشته شدن از وی بدست می آید. اصلش از آختارماخ ترکی است یعنی جستجو کردن. (یادداشت لغت نامه): متهوران شجاعت پیشه تا چهار فرسخ تعاقب نموده سر و اخترمه بیشمار و کسیب بسیار از آن لشکر... گرفته. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه). شاه درّانی تا بیست فرسخ آنها را تعقیب نموده سر و اخترمه بیشمار از آنها گرفته. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23713
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی