مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
اخترگو
23709
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اَ تَ ]
(نف مرکب)
اخترگوی. منجم. منجم احکامی. منجم حشوی. کاهن. (زوزنی) (محمودبن عمر ربنجنی). عرّاف. (محمودبن عمر ربنجنی). فال گوی : اسپ کش گفتی سقط گردد کجاست کور اخترگوی و محرومی ز راست.مولوی.
-
اخترگوی شدن؛ کهانت.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
اخترگو
شماره: 23709
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَ تَ ]
(نف مرکب)
اخترگوی. منجم. منجم احکامی. منجم حشوی. کاهن. (زوزنی) (محمودبن عمر ربنجنی). عرّاف. (محمودبن عمر ربنجنی). فال گوی : اسپ کش گفتی سقط گردد کجاست کور اخترگوی و محرومی ز راست.مولوی.
-
اخترگوی شدن؛ کهانت.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
23709
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری