معنی و تعریف
[ اِ تِ ] (ع مص) شکسته شدن از اندوه یا بیم یا مرض. || فروتنی کردن. || تافتن ریشهٔ جامه را. || بازداشتن کسی را از کاری. || فروختن متاع خود یکان یکان بتفاریق. || فریب دادن کسی را. فریفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || فریفته شدن. (زوزنی). || اختتاء از؛ پنهان گردیدن از کسی به بیم یا شرم. || ترسیدن از. || ربودن چیزی را. || متغیر شدن رنگ چهره از بیم کسی چون پادشاه و جز او.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اختتاء
شماره: 23646
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ تِ ] (ع مص) شکسته شدن از اندوه یا بیم یا مرض. || فروتنی کردن. || تافتن ریشهٔ جامه را. || بازداشتن کسی را از کاری. || فروختن متاع خود یکان یکان بتفاریق. || فریب دادن کسی را. فریفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || فریفته شدن. (زوزنی). || اختتاء از؛ پنهان گردیدن از کسی به بیم یا شرم. || ترسیدن از. || ربودن چیزی را. || متغیر شدن رنگ چهره از بیم کسی چون پادشاه و جز او.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23646
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی