معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) خبر دادن. (زوزنی)
(تاج المصادر بیهقی) (قاموس ترکی ترجمهٔ
سید ابوالکمال). انباء. آگاهانیدن. آگاه کردن.
و صاحب منتهی الارب گوید: اَخْبَرَهُ خبورَةً؛
خبر داد او را.
- اخبار کردن؛ آگاه کردن.
خبردار کردن. اعلام کردن.
|| اخبار لقحه؛ یافتن لقحه را بسیارشیر.
|| مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد:
اِخبار، هو عندالمحدثین مرادف للتحدیث. و
قیل مغایر له و قد سبق فی لفظ الحدیث. و عند
اهل العربیة یطلق علی الخبر. و هو الکلام الذی
لنسبته خارج تطابقه او لاتطابقه. و قد یطلق
علی القاء هذاالکلام و هو فعل المتکلم ای
الکشف و الاعلام و هذا ظاهر و اما المعنی
الاول فقد قال سعدالملة فی التلویح فی تعریف
اصول الفقه: المرکب التام المحتمل للصدق
والکذب یسمی من حیث اشتماله علی الحکم
قضیة. و من حیث احتماله الصدق و الکذب
خبراً. و من حیث افادته الحکم اخباراً و من
حیث کونه جزءً من الدلیل مقدمةً و من حیث
یطلب بالدلیل مطلوباً. و من حیث یحصل من
الدلیل نتیجةً و من حیث یقع فی العلم و یسألُ
عنه مسئلةً. فالذات واحدة، و اختلاف
العبارات باختلاف الاعتبارات -انتهی.