معنی و تعریف
[ اِ فَ ] (ع مص) ترسانیدن. (تاج المصادر بیهقی). تخویف. ترعیب. || گردانیدن کسی را بحالی که بترسند از وی مردم. || به خیف مِنا شدن. (تاج المصادر). بمسجد خیف مِنی رفتن: اخافَ؛ آمد به خیف مِنی و فروکش شد در آن و کذلک اَخْیَفَ، علی التصحیح. (منتهی الارب). || اخاف السیل القوم؛ فروکش گردانید توجبه قوم را بخیف. (منتهی الارب).
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
اخافة
شماره: 23572
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ فَ ] (ع مص) ترسانیدن. (تاج المصادر بیهقی). تخویف. ترعیب. || گردانیدن کسی را بحالی که بترسند از وی مردم. || به خیف مِنا شدن. (تاج المصادر). بمسجد خیف مِنی رفتن: اخافَ؛ آمد به خیف مِنی و فروکش شد در آن و کذلک اَخْیَفَ، علی التصحیح. (منتهی الارب). || اخاف السیل القوم؛ فروکش گردانید توجبه قوم را بخیف. (منتهی الارب).

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23572
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی