معنی و تعریف
[ اَحْ ] (ع ص، اِ) جِ حَیّ. زنده ها.
زندگان : {/B وَ لاََ تَحْسَبَنَّ اَلَّذِینَ قُتِلُوا
فِی سَبِیلِ اَللََّهِ أَمْوََاتاً بَلْ أَحْیََاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ .
۱-۱۴۳:۱۶۹/}(قرآن ۳/۱۶۹).
به قسطنطین برند از نوک کلکم
حنوط و غالیه، موتی و احیا.خاقانی.
|| قبیله ها. قبائل : بفرمودش
طلب کردن و در احیاء عرب بگردیدند و به
دست آوردند. (گلستان).
|| جِ
حَیاء. رجوع به حَیاء شود.