[ اَحْ پُ ] (حامص مرکب)
پژوهش و سؤال از صحت و بیماری کسی.
استفسار و پرسش از حالت و چگونگی و
تندرستی و عافیت و بیماری و مرض و کار و
بار. عیادت مریض.
- احوال پرسی کردن؛ احوال
گرفتن. استفسار از حال کسی.
لینک ها و اشتراک گذاری
احوال پرسی
شماره: 23450
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اَحْ پُ ] (حامص مرکب)
پژوهش و سؤال از صحت و بیماری کسی.
استفسار و پرسش از حالت و چگونگی و
تندرستی و عافیت و بیماری و مرض و کار و
بار. عیادت مریض.
- احوال پرسی کردن؛ احوال
گرفتن. استفسار از حال کسی.