معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) مجرّب کردن روزگار مردم را. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). آزموده گردانیدن روزگار مردم را. احناک سنّ کسی را؛ استوارخرد کردن تجربه ها و آزمونها او را. || ردّ کردن: اَحنکه؛ رد کرد آن را.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احناک
شماره: 23418
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) مجرّب کردن روزگار مردم را. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). آزموده گردانیدن روزگار مردم را. احناک سنّ کسی را؛ استوارخرد کردن تجربه ها و آزمونها او را. || ردّ کردن: اَحنکه؛ رد کرد آن را.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23418
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی