مقاطع تحصیلی
جستجو در منظومه
آموزش
سوالات
مقالات
یادگیری با مدرس
درباره ما
تماس با ما
جستجو در منظومه
احناج
23411
بارگشت به لغت نامه
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
چسبیدن. میل کردن. کژ گردیدن.
||
میل دادن چیزی. کج کردن. کژ کردن.
||
آرام گرفتن.
||
پوشیدن.
||
شتابی کردن.
||
پیچانیدن. (زوزنی).
-
احناج کلام کسی؛ والوچانیدن گفتار او چنانکه مخنثان کنند. پیچانیدن سخن.
لینک ها و اشتراک گذاری
بازگشت به فرهنگ لغت دهخدا
احناج
شماره: 23411
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳
معنی و تعریف
[ اِ ]
(ع مص)
چسبیدن. میل کردن. کژ گردیدن.
||
میل دادن چیزی. کج کردن. کژ کردن.
||
آرام گرفتن.
||
پوشیدن.
||
شتابی کردن.
||
پیچانیدن. (زوزنی).
-
احناج کلام کسی؛ والوچانیدن گفتار او چنانکه مخنثان کنند. پیچانیدن سخن.
اطلاعات تکمیلی
شماره ردیف:
23411
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳
لینکها و اشتراکگذاری
مشاهده در سایت اصلی
کپی لینک
اشتراکگذاری