معنی و تعریف
[ اِ ] (ع مص) چسبیدن. میل کردن. کژ گردیدن. || میل دادن چیزی. کج کردن. کژ کردن. || آرام گرفتن. || پوشیدن. || شتابی کردن. || پیچانیدن. (زوزنی). - احناج کلام کسی؛ والوچانیدن گفتار او چنانکه مخنثان کنند. پیچانیدن سخن.
بنر منظومهبنر منظومه
لینک ها و اشتراک گذاری
احناج
شماره: 23411
تاریخ: ۱۴۰۴/۲/۳

معنی و تعریف

[ اِ ] (ع مص) چسبیدن. میل کردن. کژ گردیدن. || میل دادن چیزی. کج کردن. کژ کردن. || آرام گرفتن. || پوشیدن. || شتابی کردن. || پیچانیدن. (زوزنی). - احناج کلام کسی؛ والوچانیدن گفتار او چنانکه مخنثان کنند. پیچانیدن سخن.

اطلاعات تکمیلی

شماره ردیف:
23411
تاریخ ایجاد:
۱۴۰۴/۲/۳
آخرین بروزرسانی:
۱۴۰۴/۲/۳

لینک‌ها و اشتراک‌گذاری

مشاهده در سایت اصلی